<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جغرافیا و آینده پژوهی منطقه‌ای</title>
    <link>https://grfs.urmia.ac.ir/</link>
    <description>جغرافیا و آینده پژوهی منطقه‌ای</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 22 Nov 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسایی پیشران‌های اثرگذار بر مدیریت پسماند شهری با رویکرد آینده‌پژوهی (مطالعه موردی: شهر اردبیل)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122033.html</link>
      <description>خطرات محیط‌زیست ناشی از سو مدیریت پسماندها به‌عنوان یکی از مشکلات اساسی مدیریت شهری کشور مطرح می‌باشد و این امر مدیران شهری را بر آن می‌دارد که با برنامه‌ریزی و دوراندیشی مسائل شهری را بررسی کنند. شهر اردبیل از این امر مستثنا نبوده و لازم است تا مدیریت پسماند این شهر ارتقا یابد. هدف این پژوهش آینده‌پژوهی از طریق شناسایی پیشران‌های کلیدی مؤثر بر ارتقای مدیریت پسماند شهری اردبیل می‌باشد. این پژوهش بر اساس روش‌های آینده‌پژوهی و با به‌کارگیری ترکیبی از مدل‌های کمی و کیفی انجام گرفت و با توجه به ماهیت آن از روش تحلیل ساختاری، نرم‌افزار میک‌مک و پیمایش دلفی بهره گرفتیم. در این راستا، پس از برگزاری جلسات متعدد با 24 نفر از خبرگان، به‌عنوان جامعه آماری پژوهش، در مجموع 54 متغیر انتخاب گردید. در ادامه، مؤلفه‌های مؤثر در چارچوب ماتریس اثر متقابل در نرم‌افزار میک‌مک موردبررسی قرار گرفت و 15 عامل به‌عنوان عوامل اصلی و پیشران در مدیریت پسماند شهری اردبیل شناخته شدند. از بین این متغیرها، اعتماد اجتماعی، توسعه ارزش‌های اجتماعی مشارکتی، برنامه‌های آموزشی و فرهنگی، الگوی مصرف و مصرف‌گرایی، مکان‌یابی دفع زباله، نحوه دفع زباله، ابعاد نگرشی رفتاری و محیطی، طرح جامع مدیریت پسماند، موقعیت جغرافیایی، حفاظت منابع طبیعی زمین، اصلاح قوانین موجود، عملکرد خدماتی شهرداری‌ها، بافت و نظام سکونتگاهی، تولید ناخالص داخلی، دسترسی به زمین کافی برای دفن زباله دارای بیشترین تأثیرگذاری بوده‌اند. در صورت توجه مدیران شهری شهر اردبیل به این متغیرهای کلیدی می‌توان انتظار برنامه‌ریزی و توسعه شهر اردبیل در حوزه مدیریت پسماند شهری را داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی بر پیامدهای بیابان‌‏زایی در سکونتگاه‏‌های شهری با رهیافت آینده‌نگاری (مورد پژوهی: شهرهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه در استان آذربایجان غربی)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122034.html</link>
      <description>امروزه بیابان‌زایی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های اجتماعی- اقتصادی و محیط&amp;amp;shy;‌زیستی پیشروی بشر، سکونتگاه‌های شهری را با پیامدهای قابل‌توجهی روبرو نموده است. این پدیده در کشور ایران هم رو به گسترش بوده و دریاچه ارومیه نیز مجزا از این مسئله نیست. دراین‌بین، آینده‌نگاری به‌عنوان یک ابزار استراتژیک برای پیش‌بینی و تحلیل روندها و پیامدهای احتمالی در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و محیطی، می‌تواند ابزار قدرتمندی برای درک و مدیریت پیامدهای این بحران در سکونتگاه‌&amp;amp;shy;های شهری باشد و به ایجاد سیاست‌ها و برنامه‌های مؤثر برای مقابله با آن کمک نماید. به همین منظور، پژوهش حاضر در راستای تبیین پیامدهای بیابان‌&amp;amp;shy;زایی دریاچه ارومیه بر شهرهای حوضه آبریز آن در استان آذربایجان غربی با رویکرد آینده‌&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;نگاری انجام‌شده است. در این پژوهش با ماهیت توصیفی- تحلیلی، ابتدا با استفاده از روش نمونه&amp;amp;shy;‌گیری گلوله‌&amp;amp;shy;برفی و پرسشگری از 34 نفر از متخصصان، کارشناسان و نخبگان مرتبط با محتوای پژوهش، پیامدهای روند خشک شدن این دریاچه بر شهرهای موردپژوهش شناسایی‌شده و در ادامه در چارچوب ماتریس اثرات متقابل و در محیط&amp;amp;shy; نرم‌&amp;amp;shy;افزار میک&amp;amp;shy; مک، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مستقیم و غیرمستقیم هرکدام از این پیامدها سنجیده شده و با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آن‌&amp;amp;shy;ها، مهم‌&amp;amp;shy;ترین و کلیدی&amp;amp;shy;‌ترین آن‌&amp;amp;shy;ها تبیین شدند. نتایج بیانگر آن بود که افزایش رخدادهای طبیعی (همچون گردوغبار، طوفان&amp;amp;shy;‌های نمکی، خشک‌سالی و زلزله)، کاهش منابع آبی، از بین رفتن اراضی کشاورزی و باغی، کاهش تولیدات کشاورزی، نابسامانی&amp;amp;shy;‌های اجتماعی، فرسایش خاک و کاهش حاصل‌خیزی آن، تخریب پوشش گیاهی، تضعیف مشاغل مرتبط با کشاورزی، نمایان ساختن عدم همکاری بین نهادی در باب مواجهه با بحران‌&amp;amp;shy;ها، افزایش بیکاری و تشدید جابجایی‌&amp;amp;shy;های جمعیتی از مهم‌&amp;amp;shy;ترین پیامدهای بیابان‌&amp;amp;shy;زایی دریاچه بر شهرهای حوضه آبریز آن در استان آذربایجان غربی به شمار می&amp;amp;shy;روند. درنتیجه، یافته&amp;amp;shy;‌ها بر ضرورت اتخاذ راهکارهای میان‌بخشی، مبتنی بر شواهد و متناسب با بافت محلی تأکید دارند تا تاب‌آوری شهری و معیشتی جوامع حوضه آبریز دریاچه ارتقا یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش اقتصاد شهری پایدار بر توسعه اجتماعی- فرهنگی مناطق شهری با تأکید برنامه‌ریزی استراتژیک برایسون (موردمطالعه: منطقه 20 تهران)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122035.html</link>
      <description>مفهوم اقتصاد شهری پایدار به یک سیستم اقتصادی در شهرها اشاره دارد که هم‌زمان با حفظ توازن بین اقتصاد، اجتماع و محیط‌زیست، بهبود کیفیت زندگی شهروندان را فراهم می‌کند و نیازهای نسل‌های آینده را نیز در نظر می‌گیرد. تحقیق حاضر ازنظر هدف از نوع پژوهش&amp;amp;shy;های کاربردی، ازنظر روش گردآوری داده&amp;amp;shy;‌ها از روش آمیخته&amp;amp;shy; (کمی-کیفی)، به لحاظ زمانی مقطعی و به لحاظ مکانی در منطقه 20 تهران انجام شده است. در تحلیل یافته‌&amp;amp;shy;های پژوهش عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر توسعه اقتصادی- اجتماعی محدوده در قالب ماتریس SWOT مورد ارزیابی قرار گرفت که بزرگ‌ترین عدد به‌دست‌آمده مربوط به SO که نقاط فرصت و قوت پروژه بودند و ماتریس در &amp;amp;laquo;استراتژی تهاجمی&amp;amp;raquo; قرار گرفت که نشان داد باید با بهره‌گیری از نقاط قوت از فرصت‌های موجود نهایت استفاده را کرد. سپس به&amp;amp;shy;‌منظور برنامه‌ریزی توسعه در محدوده از&amp;amp;nbsp; راهبردهای کمی(QSPM)&amp;amp;nbsp; استفاده شد، نتایج نشان داد برنامه توسعه اقتصادی-اجتماعی مدون در محدوده (SO1) به‌عنوان اولویت اول، توجه مدیران شهری به برنامه‌ریزی راهبردی محدوده (ST1) به&amp;amp;shy;‌عنوان اولویت دوم و ترغیب سرمایه‌گذاران بالاخص بخش توریسم که ماحصل اقتصادی زیادی برای محدوده دارد (SO2) دارای اهمیت بیشتری بودند. در راستای مطالب مطرح‌شده برنامه&amp;amp;shy;‌ریزی استراتژیک منطقه 20 تهران با توجه به گام&amp;amp;shy;‌های ده&amp;amp;shy;‌گانه مبتنی بر برنامه‌&amp;amp;shy;ریزی راهبردی (مدل برایسون) تهیه چارچوبی تحلیلی برای فرآیند تصمیم‌گیری استراتژیک و مرجعی برای نظارت (شهرداری منطقه 20) به&amp;amp;shy;‌عنوان خروجی مدل برایسون جهت توسعه اقتصادی- اجتماعی منطقه ارائه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده نگاری مؤلفه‌های مؤثر در دستیابی به شهر اکولوژیک(مطالعه موردی: شهر اسداباد)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121804.html</link>
      <description>توسعه بدون توجه به محیط زیست در دهه‌های گذشته،  توانایی اکوسیستم‌های طبیعی را محدود کرده و اثرات زیانباری بر محیط زیست، از جمله آلودگی هوا، آب و خاک، تخریب محیط طبیعی پیرامون شهر و غیره، ایجاد کرده است. این توسعه‌های مخرب باعث افزایش تئوری های برنامه ریزی شهری در راستای حفظ محیط زیست شده است که یکی از این رویکردها شهر اکولوژیک است هدف این پژوهش آینده نگاری عوامل موثر در دستیابی به شهر اکولوژیک در اسدآباد است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و از آزمونهای آماری تی‌تک نمونه‌ای،  رگرسیون گام به گام و واریانس یک طرفه استفاده شده است نتایج تحقیق نشان می‌دهد درمؤلفه زیست محیطی ، گویه هوای پاک با 35/3 بالاترین میانگین و گویه سیستم جمع آوری زباله با 04/2 کمترین میانگین، در مؤلفه اجتماعی فرهنگی، گویه احساس تعلق مکانی با 83/2 بالاترین میانگین و شاخص وجود کمپین ها و انجمن ها با 97/1 کمترین میانگین، در مؤلفه کالبدی، گویه دسترسی ساکنین به محل کار و فعالیت با 65/2 بالاترین میانگین و گویه سیستم جمع‌آوری فاضلاب با 14/2 کمترین میانگین، در مؤلفه مدیریتی، گویه دسترسی ساکنین به نیروی متخصص و جوان با 64/2 بالاترین میانگین و گویه هوشمند سازی شهر با 71/1 کمترین میانگین را داشته اند. همچنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان می دهد که مؤلفه زیست محیطی با مقدار بتا 331/ بیشترین تأثیر و مؤلفه اجتماعی با بتای 274/ کمترین تأثیر را جهت دستیابی به شهر اکولوژیک در شهر اسدآباد دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی شهر ایرانی- اسلامی تبریز با استفاده از تحلیل ساختاری (MICMAC) و سناریونگاری</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122036.html</link>
      <description>شهر تبریز به‌عنوان مهم‌ترین قطب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شمال‌غرب ایران، در سال‌های اخیر با چالش‌های فزاینده‌ای در حوزه مدیریت شهری و برنامه‌ریزی آینده‌محور مواجه شده است. در شرایطی که تحولات سریع اجتماعی، اقتصادی، فناورانه و زیست‌محیطی موجب افزایش عدم‌قطعیت‌ها در مسیر توسعه شهری می‌شود، بهره‌گیری از رویکرد آینده‌پژوهی می‌تواند زمینه شناسایی پیشران‌های اثرگذار و طراحی سناریوهای واقع‌بینانه برای هدایت آینده شهر را فراهم آورد. این پژوهش در چارچوب پارادایم پوزیتیویستی و با رویکرد کمی انجام شده و با ترکیب روش دلفی و تحلیل ساختاری متقاطع (MICMAC)، به شناسایی و تحلیل روابط میان عوامل مؤثر بر آینده شهر تبریز پرداخته است. بر اساس نظر خبرگان، ۱۷ متغیر کلیدی استخراج و در قالب ماتریس ۱۷&amp;amp;times;۱۷ مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج MICMAC نشان می‌دهد که ساختار سیستم شهری تبریز از پویایی و ناپایداری بالایی برخوردار است و شدت تعامل میان متغیرها قابل‌توجه می‌باشد. همچنین متغیرهای &amp;amp;laquo;حکمرانی شهری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;الگوی توسعه شهری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اقتصاد شهری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نوآوری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فناوری‌های هوشمند (ICT)&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اصول اسلامی&amp;amp;raquo; در ناحیه اثرگذاری و اثرپذیری بالا قرار گرفتند و به‌عنوان پیشران‌های راهبردی آینده تبریز شناسایی شدند. این پیشران‌ها بیشترین نقش را در تغییر وضعیت سیستم داشته و جهت‌گیری کلان سناریوهای آینده را تعیین می‌کنند. در ادامه، با استفاده از نرم‌افزار Scenario Wizard سه سناریوی قوی، ضعیف و باورکردنی تدوین گردید و سناریوی سازگار به‌عنوان سناریوی مطلوب انتخاب شد. نتایج سناریونگاری نشان می‌دهد که تحقق آینده‌ای پایدار و مطلوب برای تبریز در گرو تقویت حکمرانی کارآمد، توسعه زیرساخت‌های فناورانه، رشد اقتصاد شهری، ارتقای ظرفیت‌های نوآورانه و توجه هم‌زمان به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است. این یافته‌ها می‌تواند مبنای تدوین سیاست‌های آینده‌نگر و برنامه‌ریزی شهری کارآمد در راستای دستیابی به الگوی توسعه پایدار شهر تبریز قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشران‌های کلیدی تأثیرگذار بر عملکرد ایستگاه‌های آتش‌نشانی پس از وقوع مخاطرات محیطی با تأکید بر زلزله (مطالعه موردی شهر ارومیه)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121850.html</link>
      <description>زلزله‌ تا حد زیادی غیرقابل‌پیش‌بینی‌ هست و آتش‌سوزی‌های ناشی‌ از زمین‌لرزه‌های بزرگ حتی‌ کمتر از آن قابل‌ پیش‌بینی‌ هستند. سوابق‌ تاریخی‌ نشان می‌دهد که‌ آتش‌سوزی‌های کوچک‌ که‌ غالباً در اثر زلزله‌ آغاز شده‌اند، گاهی‌ اوقات به‌ آتش‌سوزی‌های گسترده و مخرب تبدیل‌شده و باعث‌ آسیب‌ شدید، بر زندگی‌ و اموال مردم شده‌اند. در همین راستا پژوهش حاضر با توجه به ماهیت آن و افقی که شناسایی پیشران‌ها در نظر گرفته‌شده است مبتنی بر رویکرد آینده‌پژوهی است که از لحاظ هدف کاربردی، از نظر روش&amp;amp;nbsp; تحقیق توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق عبارت‌اند از کلیه متخصصان و خبرگانی که در زمینه آتش‌نشانی و ایمنی از دانش و تجربه لازم برخوردار هستند، بوده و در شهر ارومیه انتخاب شدند. برای‌ استخراج پیشران‌های کلیدی تأثیرگذار بر عملکرد ایستگاه‌های آتش‌نشانی پس از وقوع مخاطرات محیطی طی‌ چند مرحله‌ با کمک‌ نخبگان و الهام از مبانی‌ نظری‌ 30 متغیر منبعث‌ از طرح‌ها و مقالات علمی پیشران‌های کلیدی تأثیرگذار بر عملکرد ایستگاه‌های آتش‌نشانی پس از وقوع مخاطرات محیطی مؤثر تشخیص‌ داده شد. بر اساس نتایج‌ و خروجی‌ مدل ساختاری‌ متقاطع ‌(میک‌ مک‌) این‌ پیشران‌ها یا متغیرها غالباً با شدت‌های‌ متفاوت و در سطوح مختلفی‌ به‌صورت مستقیم‌ و غیرمستقیم‌ بر عملکرد ایستگاه‌ها مؤثر بوده‌اند. در این‌ راستا در طرح یا پلان تأثیرگذاری‌های‌ مستقیم‌ و غیرمستقیم‌ متغیرها‌، مواردی همچون تأثیر منابع انسانی بر اطمینان سیستم‌های ارتباطی، ارتباط دسترسی و لجستیک حمل‌ونقل بر هماهنگی بین سازمانی، تأثیر قابلیت اطمینان دستگاه‌های ارتباطی بر پیش‌بینی و کاهش شدت و ویژگی‌های لرزه‌ای، نقش تخصیص منابع مالی بر هماهنگی بین سازمانی، ارتباط سطح آگاهی و آمادگی جامعه با تخصیص منابع مالی، اثرگذاری تجهیزات و فناوری‌های امدادی بر بهبود مقاومت زیرساخت‌های فیزیکی، قابلیت اطمینان سیستم‌های ارتباطی بر مدیریت عوامل محیطی و آب و هوایی، تأثیر تجهیزات و فناوری‌های امدادی بر تخصیص منابع مالی کلیدی تشخیص داده شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده پژوهی پتانسیل‌های گردشگری استان زنجان با تأکید بر جاذبه‌های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121848.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش بررسی توان‌های ژئوتوریستی استان زنجان با رویکرد آینده پژوهی می‌باشد.در مدل دینامیکی واژه میراث‌زمین از چندین عنصر شامل فرهنگی،تاریخی،اجتماعی،زیبایی،باستان‌شناسی، آموزشی،علمی،سرگرمی،فیزیولوژیکی و هنرمندانه چشم‌اندازها منبع الهام نقاشان،مجسمه‌سازان و نویسندگان بوده‌اند تشکیل شده است مدل کوبالیکوا بیش‌تر بر معیارهای علمی،آموزشی،اقتصادی،حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد. در این روش ژئومورفوسایت و لندفرم‌ها با توجه به چهار معیار منشاء شکل‌گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت کلی دسترسی از این پارک ملی جهت مطالعه و ارزیابی انتخاب گردید. ارزیابی کلی ژئوتوریسم و ژئومورفوسایت‌ها در این روش در مجموع براساس دو نرخ مدیریتی و گردشگری صورت می‌گیرد. در مدل هادزیک نتایج نشان‌دهنده توانمند بودن منطقه خرمدره می‌باشد؛ این منطقه در تنوع ژئومورفولوژیکی در ارزش‌های علمی با مقدار (80/4) و ارزش اکولوژیکی در ارزش‌های مازاد با مقدار (91/4) بیش‌ترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. براساس نتایج حاصل از مدل کوبالیکوا منطقه خرمدره با بیش‌ترین مقدار در تمامی شاخص‌ها و مجموع امتیاز (94/8) بالاترین امتیاز را کسب کرده و بر این اساس در مدل کوبالیکوا؛ منطقه خرمدره بالاترین توان ژئوتوریستی را داراست. هم‌چنین براساس مدل فیولت منطقه خرمدره در مجموع با مقدار (66/7) بیش‌ترین امتیاز را به خود اختصاص داده است، لازم به ذکر است که در این مدل زیرشاخص دسترسی و شکنندگی در منطقه ابهر امتیاز بالاتری کسب کرده‌اند، نرخ مدیریتی در منطقه خرمدره با مقدار (5/4) بیش‌ترین امتیاز و نرخ گردشگری در منطقه ابهر با مقدار (35/3) بیش‌ترین امتیاز را به خود اختصاص داده‌اند. بنابراین نتیجه‌گیری می‌گردد مناطق ژئوتوریستی خرمدره، پتانسیل مناسبی برای جذب توریسم نسبت به سایر مناطق ژئوتوریستی دارد</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی آینده‌پژوهانه انتقال پایتخت از تهران به مکران در افق 1424</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121851.html</link>
      <description>مسائل زیادی گریبان تهران پایتخت را گرفته و انتقال پایتخت به مکران در سطوح بالای دولت، مطرح شده است؛ اما ویژگی‌ها و واقعیت‌های منطقه مکران اگر صاحب‌نظران را به مخالفت صریح با این طرح وا نداشته باشد آن‌ها را با تردیدهای بسیار قوی مواجه ساخته است. پژوهش جاری که با هدف کمک به اخذ تصمیمات مهم، مسئولیت‌آور و مقاوم در برابر آینده درباره انتقال پایتخت ایران از تهران به منطقه مکران صورت گرفته در پی پاسخ به این پرسش اصلی آینده‌پژوهانه است که راهکارهای تعاملی انتقال پایتخت از تهران به مکران با نظر به پیشران‌های آن در افق 1424 چگونه خواهند بود. این پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد آمیخته است. روش گردآوری داده‌ها، میدانی و اسنادی و ابزارها مصاحبه، پرسش‌نامه و فایل‌های رایانه‌ای هستند. روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز در ابتدا تحلیل مضمون و سپس دلفی فازی است. طبق یافته‌های این پژوهش، پیشران‌های انتقال پایتخت از تهران به مکران عبارتند از جبران شکاف توسعه شمال و جنوب خلیج فارس، پیروزی در رقابت کریدورها، حل مسائل شهر تهران، توسعه پایدار منطقه مکران و تمرکززدایی در کشور و همچنین چالش‌های این راهکار عبارتند از دسترسی به منطقه مکران، فشار بر منابع منطقه مکران، مقاومت ذی‌نفعان قوی در برابر خروج از تهران، نزدیکی به منابع تهدیدهای نظامی و امنیتی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و لجستیک و تأمین زیرساخت. راهکار توسعه بدون انتقال به عنوان یک راهکار بدیل، اگرچه نسبت به راهکار اصلی تناسب کمتری با پیشران‌ها دارد اما با توجه به پاسخ‌های به مراتب بهتری که به چالش‌ها می‌دهد، راهکار مناسب‌تری ارزیابی گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه‌ریزی مشارکتی برای پیاده‌سازی شهر اسفنجی در سکونتگاه‌های غیررسمی مشهد با رویکرد مدیریت پایدار آب</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122037.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین نقش برنامه‌ریزی مشارکتی در پیاده‌سازی مؤثر و زمینه‌مند اصول &amp;amp;laquo;شهر اسفنجی&amp;amp;raquo; در سکونتگاه‌های غیررسمی مشهد و با رویکرد مدیریت پایدار آب شهری انجام شده است. مطالعه حاضر با روش تحقیق ترکیبی (کمی-کیفی) و با استفاده از ابزارهای پرسشنامه ساختاریافته (نمونه‌ای ۴۲۰ نفره)، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران و نمایندگان محلی، گروه‌های متمرکز و مشاهده میدانی در چهار محله غیررسمی منتخب مشهد (خواجه‌ربیع، قلعه‌ساختمان، سیدی و جاده قدیم قوچان) به اجرا درآمد. داده‌های کمی با نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS و داده‌های کیفی با MAXQDA تحلیل شدند. یافته‌های کمی نشان داد که متغیرهای &amp;amp;laquo;مدیریت پایدار آب&amp;amp;raquo; (با ضریب مسیر ۰.۵۲) و &amp;amp;laquo;مشارکت مردمی&amp;amp;raquo; (۰.۴۱) بیشترین تأثیر را بر آمادگی پیاده‌سازی شهر اسفنجی دارند و در مقایسه با مؤلفه‌های کالبدی مانند &amp;amp;laquo;زیرساخت سبز&amp;amp;raquo; (۰.۲۱) و &amp;amp;laquo;سیستم جمع‌آوری آب‌های سطحی&amp;amp;raquo; (۰.۲۹) از اهمیت بالاتری برخوردارند. تحلیل کیفی نیز مؤید نقش محوری ضعف‌های نهادی، ناهماهنگی سازمانی، کمبود زیرساخت‌های محلی و درعین‌حال وجود ظرفیت اجتماعی و تمایل به مشارکت در بین ساکنان بود. نتیجه‌گیری کلی پژوهش حاکی از آن است که موفقیت شهر اسفنجی در سکونتگاه‌های غیررسمی، بیش از آنکه منوط به راهکارهای فنی و کالبدی باشد، در گرو تحول در حکمرانی آب شهری، نهادینه‌سازی مشارکت واقعی ذی‌نفعان محلی و انطباق طرح‌ها با شرایط اجتماعی-نهادی خاص این بافت‌ها است. این پژوهش چارچوبی عمل‌محور ارائه می‌دهد که در آن برنامه‌ریزی مشارکتی به‌عنوان حلقه واسط ضروری بین سیاست‌گذاری، طراحی فنی و اجرای پایدار شهر اسفنجی عمل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی توسعه شهری با استفاده از سیستم استنتاج نرو فازی با رویکرد آینده‌پژوهی در شهر حاجی‌آباد استان هرمزگان</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122038.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی و پیش‌بینی تحولات کالبدی شهر حاجی‌آباد، از تلفیق سیستم استنتاج عصبی-فازی (ANFIS) با مدل سلول‌های خودکار-مارکوف (CA-Markov) بهره جسته است. نتایج ارزیابی مدل ANFIS با ضریب همبستگی 9678/0 و دقت کلی 23/91 در سال ۲۰۲۵، کارایی بالای این رویکرد هوشمند را در تحلیل روابط غیرخطی میان عوامل محیطی و توسعه شهری تأیید کرد. بررسی روند ۲۰ ساله (۲۰۰۵-۲۰۲۵) نشان داد که اراضی مسکونی با رشد ۹.۴٪ از 5/3304 به 7/3617هکتار رسیده، درحالی‌که اراضی بایر با کاهش ۴۳۵ هکتار و مراتع متوسط با افت ۲۳۰ هکتار، بیشترین تغییر کاربری را تجربه کرده‌اند. پیش‌بینی‌های مدل برای افق ۲۰۵۵ حاکی از جهش چشم‌گیر مساحت مسکونی به 2/4425هکتار است که به معنای افزایش ۲۲٪ نسبت به وضع موجود و بلعیده شدن حدود ۶۵۳ واحد از اراضی بایر و ۳۴۴ هکتار از مراتع کیفیت‌دار منطقه می‌باشد. تحلیل پیشران‌ها نیز مشخص ساخت که "فاصله از جاده‌ها" با ضریب ۰.۹۳ و "فاصله از بافت ساخته‌شده" با ضریب 92/0، اصلی‌ترین محرک‌های گسترش فیزیکی شهر در دهه‌های آتی هستند. در نهایت، پایداری 992/0 در ماتریس انتقال مسکونی، بیانگر تثبیت قطعی و بازگشت‌ناپذیر اراضی طبیعی به فضاهای شهری است که ضرورت مدیریت هوشمند اراضی را دوچندان می‌کند. نقش آینده‌پژوهی در این مقاله، تبدیل داده‌های مرده ماهواره‌ای به یک نقشه راه زنده برای مدیریت ۳۰ سال آینده شهر حاجی‌آباد است تا از توسعه بی‌رویه و تخریب اکولوژیک پیش‌گیری شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری برنامه‌ریزی شهر بیوفیلیک در راستای زیست‌پذیری کلان‌شهر شیراز با رویکرد فراتحلیل</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122039.html</link>
      <description>با رشد سریع شهرنشینی، برنامه‌ریزی شهر بیوفیلیک به عنوان چشم‌اندازی برای تقویت ارتباط انسان و طبیعت مطرح شده که می‌تواند نقش مهمی در ارتقای تنوع اکولوژیکی و زیست‌پذیری شهری ارائه دهد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری برنامه‌ریزی شهر بیوفیلیک در راستای زیست‌پذیری کلان&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;شهر شیراز با رویکرد فراتحلیل تدوین‌شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع توصیفی‌- تحلیلی مبتنی بر کتاب‌سنجی و دلفی بوده است. در بخش اول به‌صورت تحلیل نظام‌مند، 175 مقاله از پایگاه Scopus شناسایی‌شده و با استفاده از نرم‌افزارهای bibliometrix و VOSviewer تحلیل شدند. در بخش دوم، 16 شاخص کلیدی با تکنیک MICMAC تحلیل شد و سناریوهای آینده با نرم‌افزار‌ScenarioWizard شناسایی گردید. جامعه آماری خبرگان حوزه برنامه&amp;amp;shy;ریزی شهری می‌باشد که با روش نمونه‌گیری هدفمند 70 نفر به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج تحلیل مقاله&amp;amp;shy;های منتشرشده بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ نشان داد که پژوهش‌های مرتبط با برنامه‌ریزی شهر بیوفیلیک و ارتقای زیست‌پذیری شهری رشد قابل‌توجهی داشته‌اند و تمرکز اصلی آن‌ها بر زیرساخت‌های سبز، توسعه پایدار، تاب‌آوری اقلیمی، حکمرانی شهری و راهکارهای مبتنی بر طبیعت برای بهبود کیفیت زندگی شهری بوده است. نتایج تحلیل ساختاری نشان داد که شاخص‌های پایداری برنامه‌ریزی زیرساخت شهری و حکمرانی شهری مبتنی بر طبیعت بیشترین تأثیرگذاری و شاخص توسعه مدیریت اکوسیستم شهری بیشترین تأثیرپذیری را دارند. در تدوین سناریوها، سناریوی خوش‌بینانه شامل فعال‌سازی کامل پیشران‌ها و منجر به زیست‌پذیری بالا می‌شود، درحالی‌که سناریوهای میانه و بدبینانه به‌ترتیب بهبود نسبی و کاهش شدید زیست‌پذیری را نشان می‌دهند؛ بنابراین، با تقویت برنامه‌ریزی شهر بیوفیلیک و تمرکز بر شاخص‌های زیرساختی، حکمرانی طبیعت‌محور و مدیریت اکوسیستم، می‌توان زیست‌پذیری کلان‌شهر شیراز را در آینده ارتقا و بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین توانمندسازی اجتماعات محلی برای شکل‌دهی به منظر شهری: موردمطالعه شهر جدید صدرا</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122040.html</link>
      <description>منظر شهری در شهرهای جدید ایران، از جمله شهر جدید صدرا، علی‌رغم برخورداری از ظرفیت‌های اجتماعی متنوع، با ضعف در شناخت عوامل و بنیان‌های مؤثر در تحقق توانمندسازی اجتماعی روبه‌رو است. این پژوهش با بهره&amp;amp;shy;گیری از روش آمیخته به‌صورت &amp;amp;laquo;کمی-کیفی&amp;amp;raquo; در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر شکل&amp;amp;shy;دهی منظر شهری بر اساس توانمندسازی اجتماعات محلی در شهر جدید صدرا انجام‌شده است. در این راستا، با بهره&amp;amp;shy;گیری از روش پیمایشی به‌صورت ابزار پرسشنامه از دیدگاه 342 نفر از شهروندان شهر جدید صدرا به گردآوری داده&amp;amp;shy;ها اقدام شد. نتایج پژوهش با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) نشان می&amp;amp;shy;دهد که پنج عامل اساسی در شکل&amp;amp;shy;دهی به منظر شهری شهر جدید صدرا بر مبنای توانمندسازی اجتماعات محلی نقش دارند که شامل برنامه&amp;amp;shy;ریزی و حکمرانی مشارکتی، حس تعلق مکانی و سرمایه اجتماعی، امنیت و تاب&amp;amp;shy;آوری اجتماعی، آگاهی و دانش اجتماعی و توانمندی مالی-اقتصادی می‌شود. با تحلیل تأثیر این عوامل شناسایی‌شده مشخص شد که عامل برنامه‌ریزی و حکمرانی شهری تأثیر بیشتری بر&amp;amp;nbsp; روی تحقق منظر شهری بر اساس توانمندسازی اجتماعات محلی در شهر جدید صدرا دارد. این پژوهش بر اهمیت توجه به توانمندسازی اجتماعات محلی در شکل&amp;amp;shy;دهی به منظر شهری از طریق ایجاد بسترهای تحقق یک برنامه&amp;amp;shy;ریزی و حکمرانی مشارکتی تا توانمندسازی اقتصادی ساکنان در شهر جدید صدرا تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی ساختاری تفسیری عوامل موثر بر کارآفرینی گردشگری مبتنی بر اقتصاد چرخشی</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121879.html</link>
      <description>گردشگری از بزرگ‌ترین صنایع جهان است، اما مدل‌های سنتی آن با چالش‌های زیست‌محیطی، مصرف بیش‌ازحد منابع و رقابت شدید مواجه است. اقتصاد چرخشی با تأکید بر کاهش، استفاده مجدد و بازیافت، فرصتی نوین برای پایداری گردشگری فراهم می‌کند و کارآفرینی گردشگری نقش محوری در عملیاتی کردن این اصول دارد. شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر کارآفرینی گردشگری مبتنی بر اقتصاد چرخشی و ارائه الگویی ساختاری تفسیری برای تبیین روابط علّی، سلسله‌مراتبی و شدت اثرگذاری این عوامل. پژوهش کاربردی و آمیخته است. در مرحله کیفی، با مصاحبه بدون ساختار با ۱۷ کارشناس حوزه گردشگری، کارآفرینی و مدیریت کسب‌وکار و تحلیل تماتیک، ۱۰ عامل کلیدی استخراج شد. در مرحله کمی، از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک برای تعیین روابط جفتی، سطح‌بندی و طبقه‌بندی قدرت نفوذ-وابستگی استفاده گردید. 10 عامل در پنج سطح سلسله‌مراتحبی قرار گرفتند. &amp;amp;laquo;سیاست‌های حمایتی دولتی و حمایت‌های نهادی&amp;amp;raquo; در بالاترین سطح به‌عنوان محرک ریشه‌ای و مستقل عمل می‌کند. &amp;amp;laquo;سرمایه‌گذاری پایدار و صندوق‌های محلی توسعه چرخشی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حمل‌ونقل پایدار و فناوری‌های بهینه‌سازی منابع&amp;amp;raquo; نقش واسطه‌ای دارند. شش عامل میانی به‌صورت خوشه پیوندی و &amp;amp;laquo;مشارکت جامعه‌محور محلی و تبدیل پسماند به ارزش افزوده&amp;amp;raquo; در پایین‌ترین سطح به‌عنوان وابسته‌ترین عامل و خروجی نهایی سیستم قرار گرفت. تقویت سیاست‌های حمایتی و حمایت‌های نهادی به‌عنوان ریشه سیستم، پیش‌نیاز اصلی فعال‌سازی زنجیره عوامل و دستیابی به مشارکت جامعه‌محور در چارچوب اقتصاد چرخشی است. الگوی ارائه‌شده راهنمایی عملی برای سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و کارآفرینان در جهت توسعه پایدار، مقاوم و بازآفرین گردشگری محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عینی شاخصه‌های زیبایی‌شناسی در جداره‌های شهری (نمونه موردی: پیاده‌راه ارم شهر قم)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121886.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت‌بندی مؤلفه‌های کالبدی&amp;amp;ndash;عینی مؤثر بر زیبایی جداره‌های شهری از منظر کاربران، با مطالعه موردی پیاده‌راه ارم قم انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;کمی و کاربردی بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته بر مبنای طیف لیکرت گردآوری شد. بر اساس فرمول کوکران، 384 نفر از کاربران فعال مسیر به‌صورت تصادفی انتخاب و نظرات آن‌ها تحلیل گردید. پردازش داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و LISREL و به‌کارگیری مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) صورت گرفت .یافته‌ها نشان داد که &amp;amp;laquo;کاهش آشفتگی و اغتشاش بصری&amp;amp;raquo; با ضریب تأثیر 0.82 مهم‌ترین عامل در ارتقای زیبایی جداره‌ها است. پس از آن، &amp;amp;laquo;رنگ‌بندی هماهنگ&amp;amp;raquo; (0.72) و &amp;amp;laquo;انسجام خط آسمان&amp;amp;raquo; (0.66) در اولویت‌های بعدی قرار گرفتند، در حالی‌که &amp;amp;laquo;تنوع در بافت و کیفیت مصالح&amp;amp;raquo; با ضریب تأثیر 0.07 کمترین اهمیت را داشت. نتایج بیانگر آن است که انسجام بصری، ساماندهی الحاقات و انتخاب رنگ و مصالح متناسب، بیشترین تأثیر را در ارتقای ادراک زیبایی و هویت محیطی شهروندان دارد .در مجموع، تقویت مؤلفه‌های شناسایی‌شده می‌تواند موجب بهبود کیفیت تجربه شهروندان از فضاهای عمومی و ارتقای هویت محیطی گردد. بنابراین، توجه به معیارهای زیبایی‌شناسانه کاربرمحور در برنامه‌ریزی و طراحی شهری، به‌ویژه در فضاهای فرهنگی و مذهبی نظیر پیاده‌راه ارم، ضرورتی اساسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر قیمت مسکن با رویکرد آینده نگری (مورد مطالعه : شهر بیرجند)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121906.html</link>
      <description>مسکن به عنوان یکی از مهمترین دارایی خانوارها در طول تاریخ بوده است. با بررسی عوامل مؤثر بر قیمت مسکن میتوان برنامه ریزی و تصمیم گیریهایی در مورد آینده مسکن انجام داد. هدف از این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر قیمت مسکن در شهر بیرجند میباشد، نوع تحقیق کاربردی و روش آن کمی و با استفاده از رگرسیون می باشد. در پژوهش حاضر با استفاده از شواهد آماری در سطح استانی برای دوره زمانی 1385-1402 و به کارگیری رهیافت اقتصادسنجی خودرگرسیونی با وقفه توزیعی، عوامل مؤثر بر افزایش قیمت مسکن را مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه هم رابطه کوتاه مدت و هم بلند مدت عوامل موثر بر قیمت مسکن مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج رابطه بلند مدت، تسهیلات پرداختی اثر منفی بر قیمت مسکن داشته است. تورم بر قیمت مسکن اثر مثبت داشته است. افزایش نرخ تورم منجر به افزایش قیمت ها به دلیل افزایش انتظارات تورمی می گردد. همچنین هزینه تمام شده ساختمان بر افزایش قیمت مسکن و بلند مدت اثر مثبت و معنی دار داشته است. همچنین اثر قیمت زمین برهزینه مسکن در این مدل منفی بوده است. همچنین اثر سرمایه گذاری بخش مسکن، رشد جمعیت و بهره بانکی بر قیمت مسکن در بلند مدت معنادار نبوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معمای جمعیت و فرهنگ در ایران: از ریشه‌یابی کاهش تا سناریوهای افزایش</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121914.html</link>
      <description>تحولات شتابان جمعیتی و سقوط نرخ باروری در ایران، فراتر از یک تغییر آماری، به معمایی پیچیده با ریشه‌های عمیق فرهنگی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران‌های فرهنگی کاهش باروری و طراحی سناریوهای افزایش جمعیت انجام شد تا با عبور از مطالعات صرفاً علت‌شناسانه و گذشته‌نگر، شکاف موجود در ترسیم آینده‌های محتمل و ارائه راهکارهای سیاستی مبتنی بر آینده‌پژوهی را مرتفع سازد. روش تحقیق از نوع کاربردی، ماهیت آن توصیفی-تحلیلی و با رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) در پارادایم آینده‌پژوهی است. در فاز کمی، تحلیل علم‌سنجی بر روی کلان‌داده‌های جهانی (2023-2000) با نرم‌افزار VOSviewer صورت گرفت. در فاز کیفی، داده‌ها از طریق پنل خبرگان متشکل از 25 نفر از اساتید و مدیران اجرایی که به روش هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و با مدل‌های تحلیل ساختاری «میک‌مک» و تحلیل اثرات متقاطع «سناریوویزارد» پردازش شد. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط متخصصان تأیید و پایایی بر اساس ضریب اجماع و ثبات نظرات خبرگان حاصل گردید. یافته‌ها حاکی از شناسایی 6 پیشران کلیدی شامل «تأثیر مدرنیزاسیون بر نگرش زنان»، «سیاست‌های پویای جمعیتی»، «گذار روان‌شناختی به خودکنترلی»، «تحقیر نقش مادری»، «نوسازی سبک زندگی» و «فردگرایی در زناشویی» بود. سناریوپردازی دو سناریوی سازگارِ «مدیریت پیامدهای مدرنیته» و «کنترل فردگرایی افراطی» را به عنوان محتمل‌ترین مسیرهای موفقیت آمیز مشخص کرد. در نهایت، این پژوهش با اثبات ناکارآمدی مشوق‌های صرفاً مالی در برابر تغییرات عمیق ارزشی، نشان داد که پر کردن شکاف سیاستی موجود، در گرو گذار از سیاست‌های دستوری به «مهندسی فرهنگی» و مدیریت هوشمندانه تعارض سنت و مدرنیته در بستر خانواده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی راهبردهای آینده نگر موثر بر توسعه روستاهای شهرستان تفت با اولویت ایجاد خوشه های گردشگری خلاق</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121915.html</link>
      <description>با توجه به چالش‌های اقتصادی و فرهنگی موجود در مناطق روستایی و ضرورت بازآفرینی مدل‌های توسعه، واکاوی راهبردهای آینده‌نگر جهت ایجاد خوشه‌های گردشگری خلاق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. استفاده از پتانسیل‌های بومی و تقویت هویت فرهنگی به عنوان نیروی محرکه تحولات پایدار می‌تواند زمینه‌ساز رشد اقتصادی و اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی در این مناطق شود. لذا در پژوهش حاضر کوشیده شد تا با نگاهی از داخل به بیرون و با تفکر راهبردی نوین، ضمن شناسایی منابع و توانایی‌‌های داخلی و عوامل کلان محیطی و نقاط مثبت، علاوه بر جستجوی عملکردها، راهکارهای مثبت را پیش‌‌روی مدیران و مسئولان در رابطه با توسعه روستاهای شهرستان تفت با اولویت ایجاد خوشه‌های گردشگری خلاق قرار دهد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها، توصیفی – تحلیلی و ابزار جمع‌‌آوری اطلاعات پرسشنامه است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل Meta-SWOT و تحلیل PESTEL بهره گرفته شده است. نتایج‌‌ این پژوهش نشانگر این است که منابع و توانایی‌های داخلی روستاهای شهرستان تفت نقش متفاوتی در تحقق‌پذیری ایجاد خوشه‌های گردشگری خلاق ایفا می‌کنند. برخی از این منابع از وزن و اهمیت بالاتری برخوردارند و به‌عنوان مزیت‌های راهبردی شناخته می‌شوند. عوامل کلیدی همچون میراث طبیعی بکر (باغات کهنسال، چشم‌اندازهای طبیعی)، معماری سنتی خشتی (بادگیرها، ساباط‌ها)، صنایع دستی بومی، اقامتگاه‌های بومگردی و همکاری اجتماعی قوی، بیشترین نقش را در تحقق این هدف دارند. این عوامل در راستای تحقق‌‌پذیری توسعه روستاهای تفت با ایجاد خوشه گردشگری خلاق، نسبت به سایر عوامل، بیانگر باارزش بودن، تقلیدناپذیری و تناسب راهبردی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل یکپارچه شاخص‌های مدیریت شهری، مدیریت بحران و پدافند غیرعامل با تأکید بر نقش مشارکت اجتماعی در ارتقای تاب‌آوری شهری (مطالعه موردی: کلانشهر کرج)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121917.html</link>
      <description>با توجه به افزایش آسیب‌پذیری کلانشهرهای‌ایران دربرابر خطرات طبیعی و غیرطبیعی، ارتقای تاب‌آوری‌شهری به عنوان یک ضرورت حیاتی در برنامه‌ریزی و توسعه‌شهری مطرح شده است. پژوهش حاضر باهدف تحلیل‌یکپارچه شاخص‌های‌کلیدی در سه حوزه‌مدیریت‌شهری، حکمرانی‌بحران و پدافند غیرعامل با تمرکز ویژه بر نقش مشارکت اجتماعی در ارتقای تاب‌آوری شهری در کلانشهر کرج انجام شده است.
این پژوهش با استفاده از روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) و مطالعه موردی کلانشهر کرج انجام شده است. ابتدا با مصاحبه با خبرگان و تحلیل محتوا، شاخص‌های کلیدی تاب‌آوری شهری استخراج، و با تکنیک دلفی اعتبارسنجی و سپس با استفاده از مدل ISM روابط بین آنها مشخص شد. سپس با جمع‌آوری داده‌های کمی از ۳۸۷ متخصص شهری از طریق پرسشنامه و استفاده از روش‌های SEM و CFA، یافته‌ها تأیید و آزمون شدند.
نتایج نشان داد مؤلفه‌های انسانی-اجتماعی، به‌ویژه مشارکت شهروندی و توانمندسازی‌محلی، در سطح پایه‌ای مدل قرار دارند و نقش محرک سایر شاخص‌ها را ایفا می‌کنند. در مقابل، مؤلفه‌های فنی و نهادی نظیر زیرساخت هوشمند، حکمرانی چندسطحی و اقدامات پدافند غیرعامل در سطوح بالاتر قرار گرفته و به‌صورت غیرمستقیم در ارتقای تاب‌آوری مؤثرند. تحلیل مسیر نیز تأکید می‌کند که تاب‌آوری شهری صرفاً با مداخلات کالبدی حاصل نمی‌شود؛ بلکه ظرفیت‌های انسانی و نهادی، محور پایداری سیستم هستند.
پژوهش حاضر با تلفیق سه حوزه مذکور، چارچوبی مفهومی برای تصمیم‌گیری شهری، مدیریت بحران، اولویت‌بندی اقدامات پدافندغیرعامل و ارتقای مشارکت‌شهروندی ارائه می‌دهد. این مدل، با وجود تمرکز بر کرج، قابلیت‌تعمیم به سایر کلانشهرهای زلزله‌خیز کشور را داراست و به‌عنوان چارچوبی قابل‌تعمیم و تطبیق‌پذیر برای برنامه‌ریزی‌شهری مبتنی بر تاب‌آوری قابل استفاده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه میان آلاینده‌های صنعتی و جزایر حرارتی شهری با بهره‌گیری از داده‌های سنجش از دور اپتیکی و راداری (مطالعه موردی: شهر اصفهان)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121935.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، توسعه‌ی بی‌رویه‌ی شهرنشینی، تمرکز فعالیت‌های صنعتی و افزایش ترافیک، آلودگی هوا را به یکی از چالش‌های اصلی زیست‌محیطی کلان‌شهرها بدل کرده است. این پدیده با شکل‌گیری جزایر حرارتی شهری ارتباط تنگاتنگی دارد. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر اصفهان ـ یکی از قطب‌های صنعتی ایران ـ به تحلیل الگوهای فضایی آلودگی هوا و رابطه‌ی آن با جزایر حرارتی پرداخته است. داده‌های ماهواره‌ای سنتینل-۵P و لندست ۸ و ۹ در کنار داده‌های ایستگاه‌های پایش آلاینده‌ها و روش‌های تحلیل فضایی در محیط سامانه‌ی اطلاعات جغرافیایی (GIS) مورد استفاده قرار گرفت. چهار آلاینده‌ی اصلی، شامل دی‌اکسید نیتروژن (NO₂)، مونوکسید کربن (CO)، دی‌اکسید گوگرد (SO₂) و ذرات معلق بررسی شد. نتایج نشان داد توزیع آلاینده‌ها در شهر ناهمگن بوده و بیشترین غلظت در مناطق مرکزی، شمالی و شمال‌غربی (به‌ویژه مناطق ۲، ۸، ۱۲، ۱، ۳، ۷، ۹ و ۱۱) مشاهده می‌شود؛ در حالی‌که نواحی جنوبی و جنوب‌شرقی (مناطق ۴، ۵، ۶ و ۱۵) کم‌آلوده‌ترند. مدل‌سازی با رگرسیون کلاسیک (OLS) و رگرسیون وزن‌دار جغرافیایی (GWR) بیانگر رابطه‌ی مثبت و معنادار میان تراکم جمعیت، ساخت‌وساز و شبکه‌ی راه‌ها با غلظت آلاینده‌ها بود. همچنین، بین دمای سطح زمین (LST) و میزان آلاینده‌ها همبستگی مستقیم، و بین شاخص‌های طبیعی از جمله پوشش گیاهی (NDVI)، منابع آبی (NDWI) و ارتفاع، رابطه‌ای منفی مشاهده شد. نتایج زمانی نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۰، هم‌زمان با محدودیت‌های ناشی از پاندمی کرونا، غلظت NO₂ و CO کاهش یافت. در مجموع، یافته‌ها نشانگر نقش بارز فعالیت انسانی و صنعتی در تشدید آلودگی هوا و جزایر حرارتی اصفهان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آینده‌پژوهی نقش هوش مصنوعی در تاب‌آوری شهری (نمونه موردی: شهر ارومیه)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121944.html</link>
      <description>با توجه به چالش‌های روزافزون شهری و ضرورت افزایش تاب‌آوری شهرها در برابر بحران‌ها و تغییرات ناگهانی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین از جمله هوش مصنوعی به عنوان یکی از راهکارهای مؤثر مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقاء تاب‌آوری شهری، نمونه موردی شهر ارومیه را مورد تحلیل قرار داد. این مطالعه از روش ترکیبی استفاده کرده و داده‌های کمی را از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS و تحلیل معادلات ساختاری PLS-SEM تجزیه و تحلیل نمود. همچنین داده‌های کیفی از طریق مصاحبه با مدیران شهری و متخصصان هوش مصنوعی استخراج شد تا عمق بیشتری به یافته‌ها افزوده شود. یافته‌ها نشان دادند که هوش مصنوعی تأثیر معناداری بر تمامی ابعاد تاب‌آوری شهری شامل ابعاد اجتماعی، زیرساختی، اقتصادی و زیست‌محیطی دارد، به‌گونه‌ای که بیشترین تأثیر آن بر تاب‌آوری اجتماعی و زیرساختی بوده است. مدل ساختاری پژوهش نیز نشان داد که هوش مصنوعی توانسته بیش از ۶۳٪ از تغییرات تاب‌آوری کلی شهر را تبیین کند. از سوی دیگر، موانعی همچون عدم یکپارچگی داده‌ها و کمبود نیروی متخصص میان‌رشته‌ای در مسیر بهره‌برداری کامل از این فناوری شناسایی شدند. در نهایت، پژوهش تأکید دارد که توسعه زیرساخت‌های داده‌ای، ارتقاء سواد دیجیتال و تدوین راهبردهای حکمرانی هوشمند از مهم‌ترین راهکارهای پیشرو برای تحقق تاب‌آوری شهری مبتنی بر هوش مصنوعی است. نتایج این پژوهش در راستای مطالعات داخلی و بین‌المللی، نقش کلیدی فناوری‌های نوین در مدیریت پایدار شهری را تأیید می‌کند و بستر مناسبی برای برنامه‌ریزی شهری آینده‌نگر فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی بیوفیلیک در مناطق مسکونی و دلالت‌های آن برای آینده برنامه‌ریزی منطقه‌ای: یک تحلیل سیستماتیک</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121945.html</link>
      <description>با تشدید چالش‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و سلامت در مناطق مسکونی و ضرورت حرکت به‌سوی الگوهای آینده‌محور در برنامه‌ریزی منطقه‌ای، توجه به طراحی بیوفیلیک به‌عنوان رویکردی نوین در ارتقای کیفیت سکونت اهمیت فزاینده‌ای یافته است. علیرغم قدمت طرح مفهوم طراحی بیوفیلیک، تاکنون جمع‌بندی نظام‌مند مطالعات با تمرکز بر شناسایی عوامل و پیامدهای آن در مناطق مسکونی و تبیین دلالت‌های آینده‌نگر برای برنامه‌ریزی منطقه‌ای انجام نشده است.
هدف این پژوهش، مرور سیستماتیک پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه مسکن بیوفیلیک با رویکرد آینده‌پژوهی و استخراج روندهای غالب، پیشران‌های کلیدی و پیامدهای مؤثر بر آینده سکونتگاه‌های مسکونی است. پژوهش حاضر بر پایه تحلیل توصیفی و کتاب‌سنجی 20 مطالعه منتخب فارسی و 63 مطالعه لاتین منتشرشده در بازه زمانی 2000 تا 2025 انجام شده و تحلیل شبکه مفهومی با استفاده از نرم‌افزار VOSviewer صورت گرفته است.
یافته‌ها نشان می‌دهد که مطالعات مسکن بیوفیلیک در سال‌های اخیر روندی فزاینده داشته و تمرکز جغرافیایی پژوهش‌ها عمدتاً در ایران، اندونزی، آمریکا و کره جنوبی بوده است. تحلیل خوشه‌ای مفاهیم، ۲۵ خوشه را در قالب سه دسته اصلی شامل «طبیعت در فضا»، «مشابه طبیعی» و «ماهیت فضا» شناسایی کرد که در این میان، محرک‌های حسی، واقعیت مجازی سبز و فضای تطبیقی به‌عنوان پیشران‌های کلیدی مؤثر بر آینده مسکن بیوفیلیک برجسته هستند.
نتایج نشان می‌دهد پیامدهای سلامت روانی، رفاه ذهنی و انسجام اجتماعی، بیشترین تأثیر را بر پایداری سکونتگاه‌های مسکونی در افق آینده دارند. بر این اساس، یافته‌های پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای تدوین سیاست‌ها و راهبردهای آینده‌محور در برنامه‌ریزی منطقه‌ای و توسعه پایدار مناطق مسکونی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>باز آفرینی ساختار فضایی سکونتگاه های غیر رسمی با رویکرد توانمندسازی به روش آینده پژوهی مطالعه موردی : سکونتگاه های غیر رسمی کلانشهر تبریز</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121953.html</link>
      <description>کلان‌شهر تبریز همانند بسیاری از کلان‌شهرهای ایران با رشد سریع سکونت‌گاه‌های غیر‌رسمی روبرو شده است. این مناطق با مشکلات متعددی از جمله کمبود شدید خدمات پایه، نبود ایمنی سازه‌ای و ضعف مشارکت اجتماعی مواجه هستند؛ که رویکرد‌های سنتی مبتنی بر تخریب و نوسازی نتوانسته‌اند راهکار مناسبی برای ساماندهی این مناطق ارائه دهند، از این رو این مقاله با هدف تبیین مدل بازآفرینی ساختار فضایی سکونت‌گاه‌های غیر‌رسمی تبریز با رویکرد توانمندسازی انجام‌شده است. روش تحقیق در این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع پژوهش، توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری شامل خبرگان بازآفرینی و برنامه‌ریزی شهری و دانشگاهی بوده که تعداد 20 نمونه آماری با نمونه‌گیری هدفمند انتخاب‌شده‌اند. داده‌ها از طریق دو پرسشنامه دلفی و ماتریس تأثیرات متقابل جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل محتوا و نرم‌افزار میک مک تجزیه‌وتحلیل گردیده و در نهایت با سناریو‌پردازی و آینده‌پژوهی به تلفیق نتایج دلفی و تحلیل ساختاری پرداخته‌شده است. بر اساس یافته‌های دلفی، دسترسی به آب و برق و گاز و هماهنگی بین نهادها با میانگین 25/4 از 5 به‌عنوان مهم‌ترین شاخص‌ها شناسایی شدند و نتایج تحلیل ساختاری با روش میک مک نشان داد که شاخص «هماهنگی بین نهادها» با بالاترین قدرت تأثیرگذاری به‌عنوان عامل کلیدی سیستم عمل می‌کند و در نهایت مدل پیشنهادی نشان می‌دهد بازآفرینی موفق نیازمند شروع از زیرساخت‌های پایه، تقویت هماهنگی نهادی و جلب مشارکت مردمی و سیاست‌گذاری‌های اساسی برای رسیدن به سناریو مطلوب می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتقای تابآوری زیرساختی در سواحل جنوبی با جانمایی بهینه تاسیسات آبشیرینکن مبتنی بر اصول پدافند غیرعامل و مدلسازی Q (مطالعه موردی: شهرستان چابهار)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121964.html</link>
      <description>بحران کم آبی در ایران، توسعه فناوری های آبشیرینکن را در سواحل جنوبی، بهویژه منطقه راهبردی مکران، ناگزیر کرده است. با این حال، مکانیابی نامناسب این تأسیسات بهدلیل ابعاد گسترده و حساسیت عملیاتی، میتواند مخاطرات زیستمحیطی و پدافندی جدی به همراه داشته باشد. هدف از این پژوهش، مکانیابی بهینه تأسیسات آبشیرینکن در شهرستان چابهار بارویکرد پدافند غیرعامل و با استفاده از ترکیب تحلیلهای مکانی و ذهنیت سنجی خبرگان است . روششناسی این تحقیق بر پایه تلفیق سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS و روششناسی کیو استوار است. ابتدا، 21 معیار کلیدی در چهار حوزه مخاطرات لرزه خیزی، روانگرایی، سیلاب زیرساختی شبکه برق و راه  زیست محیطی تالابها، زیستگاهها و کیفیت آب و مدیریتی کاربری اراضی و مراکز بازدارنده شناسایی شد. سپس با بهره گیری از روش کیو، ذهنیت خبرگان تحلیل و چهار الگوی ذهنی غالب شناسایی گردید که مبنای وزندهی به لایهها قرار گرفت. لایه های اطلاعاتی در محیط ArcGIS با استفاده از تابع Euclidean Distance استانداردسازی شده و بر اساس اوزان مستخرج از دیدگاههای خبرگان، بازطراحی و تلفیق شدند . نتایج نشان داد که ذهنیت خبرگان بر چهار محور متمرکز است. تحلیل نقشه نهایی حاکی از آن است که پهنه های واقع در جنوب و شرق شهرستان چابهار با کسب بالاترین رتبه مطلوبیت 2 +، به عنوان مناطق بهینه جهت احداث تأسیسات شناسایی شدند. این مناطق به دلیل انطباق با استانداردهای پدافندی، نزدیکی به زیرساختهای حیاتی انرژی و در عین حال رعایت حریمهای ایمنی و اکولوژیک، کمترین آسیبپذیری را دارا هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی پیشران‌های کلیدی موثر بر بازآفرینی بافت‌های تاریخی با رویکرد توسعه گردشگری (نمونه مورد مطالعه: شهر مراغه)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121982.html</link>
      <description>بافت‌های تاریخی شهرها، علی‌رغم برخورداری از ارزش‌های فرهنگی و کالبدی منحصر به‌فرد، در بسیاری موارد با فرسودگی، کاهش کارکرد و افت جذابیت فضایی مواجه‌اند که این مسئله ضرورت بازآفرینی پایدار آن‌ها را برجسته می‌سازد. توسعه گردشگری به‌عنوان راهبردی کلیدی در احیای این بافت‌ها، مستلزم شناسایی پیشران‌های اثرگذار بر فرایند بازآفرینی است. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل پیشران‌های کلیدی مؤثر بر بازآفرینی بافت‌های تاریخی با رویکرد توسعه گردشگری در شهر مراغه می‌باشد. روش پژوهش توسعه‌ای-کاربردی و توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و پرسشنامه مبتنی بر ماتریس تأثیرات متقابل از ۳۵ کارشناس خبره در حوزه‌های دانشگاهی و مدیریت شهری جمع‌آوری شده است. یافته‌ها نشان‌دهنده وجود ۴۴ عامل مؤثر بر بازآفرینی بافت‌های تاریخی است که از این میان ۱۸ عامل کلیدی شامل حفظ و نگهداری بافت تاریخی، اعطای تسهیلات بانکی، سرمایه گذاری خصوصی و دولتی، خدمات تفریحی و اوقات فراغت، کاربری‌های اقامتی، خدمات گردشگری، توجه به تشکل‌های مردم نهاد، فضاهای عمومی، آسیب‌های اجتماعی، حس تعلق خاطر افراد، مشارکت، استفاده از فناوری، کیفیت بصری و زیبایی کالبدی، برگزاری رویدادها، آموزش محلی‌ها، ارتقاء دسترسی، مدیریت فضاهای رها شده در بافت و توجه به بهداشت محیطی به‌عنوان پیشران‌های اصلی شناسایی شدند. نتایج پژوهش تأکید می‌کند که بازآفرینی بافت تاریخی مراغه فرایندی چندبعدی و مبتنی بر هم‌افزایی این عوامل کلیدی است که تحقق موفق آن نیازمند رویکردی جامع و یکپارچه می‌باشد. این یافته‌ها می‌توانند به‌عنوان مبنایی علمی و راهبردی برای تصمیم‌گیری مدیران شهری و برنامه‌ریزان در مسیر تدوین سیاست‌ها و راهبردهای مؤثر بازآفرینی بافت‌های تاریخی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مقوله‌های کالبدی-عملکردی محله پایدار با رویکرد دوستدارکودک در اقلیم گرم و خشک مطالعه موردی: شهر یزد</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121983.html</link>
      <description>کودکان به‌عنوان گروهی آسیب‌پذیر، به فضاهایی امن، فعال و مشارکتی نیاز دارند که با اهداف توسعه پایدار شهری همسو باشد. همگرایی اصول محله پایدار و شهر دوستدارکودک می‌تواند آسایش محیطی و کیفیت زندگی کودکان را بهبود بخشد. لذا پژوهش حاضر باهدف واکاوی مقوله‌های کالبدی‑عملکردی محله پایدار با رویکرد دوستدارکودک در اقلیم گرم و خشک شهر یزد انجام‌شده است. سؤال اصلی تحقیق این است که مقوله‌های کالبدی-عملکردی محله پایدار با رویکرد دوستدارکودک در اقلیم گرم و خشک یزد کدم‌اند؟ این پژوهش یک مطالعه بنیادی و کیفی است که از طریق  تحلیل محتوای مصاحبه‌های عمیق نیمه ساختاریافته به انجام رسیده است. جامعه نمونه شامل والدین ساکن در محلات منتخب، کودکان ۷ تا ۱۵ سال و کارشناسان شهرسازی بوده که به شیوه هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها پس از پیاده‌سازی، با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و مرکزی تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که مقوله‌های کالبدی-عملکردی محله پایدار دوستدارکودک در یزد عبارت‌اند از دسترسی و حرکت کودکان در محله، عدالت فضایی در بهره‌مندی از امکانات، کیفیت و کمیت زیرساخت‌ها و امکانات کودک محور، ایمنی محیطی، سازگاری کالبدی با اقلیم گرم و خشک و جذابیت فضاهای عمومی برای کودکان. همچنین پروژه‌های شهری فعلی در یزد با موانعی چون تغییر نگرش مدیران، بودجه محدود و طراحی ناکافی مواجه هستند که این مسئله موجب ناتمام ماندن یا کیفیت پایین فضاهای کودک محور شده‌ است. نتایج این مطالعه می‌تواند به سیاست‌گذاران شهری، معماران و برنامه‌ریزان محلی در ارتقای کیفیت محله‌ها و ایجاد محیط‌هایی امن، فعال و پایدار برای کودکان کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و سناریونگاری پیشران‌های کلیدی دیپلماسی شهری در کلانشهر تبریز با رویکرد آینده‌پژوهی</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_121994.html</link>
      <description>زمینه: دیپلماسی شهری به‌عنوان ابزاری نوین در تعاملات بین‌المللی، نقش تعیین‌کننده‌ای در ارتقای جایگاه کلانشهرها ایفا می‌کند. کلانشهر تبریز باوجود پیشینه تاریخی غنی و موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، با چالش‌های ساختاری متعددی در عرصه تعاملات فرامرزی مواجه است.

هدف: این پژوهش با رویکرد آینده‌پژوهی، با هدف شناسایی پیشران‌های کلیدی مؤثر بر آینده دیپلماسی شهری و ترسیم سناریوهای محتمل در کلانشهر تبریز انجام شده است.

روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه‌ای-کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. داده‌ها با روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی (پرسشنامه نیمه‌ساختاریافته) جمع‌آوری شد. جامعه آماری شامل ۱۵ خبره دانشگاهی و مدیر شهری بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ (0/84) تأیید گردید. تحلیل داده‌ها در محیط نرم‌افزارهای میک‌مک و سناریو ویزارد انجام شد.

یافته‌ها: از میان ۲۵ مؤلفه، ۷ پیشران کلیدی شامل کنسولگری‌ها، زبان خارجی مقیم، کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌های بین‌المللی، سرمایه‌گذاری خارجی، پروازهای بین‌المللی، شرکت‌های چندملیتی و سرمایه‌گذاری مشترک شناسایی شدند. از میان ۲۱ وضعیت احتمالی، تنها سناریوی «افزایش هماهنگ همه‌جانبه» در هفت بعد از انسجام درونی کامل برخوردار است (نمرات تأثیر ۷+ تا ۱۲+) و به‌عنوان سناریوی طلایی معرفی می‌گردد. سناریوهای «ادامه روند موجود» و «کاهش هماهنگ» به‌ترتیب نمرات تأثیر صفر و منفی داشتند.

نتیجه‌گیری: سیستم دیپلماسی شهری تبریز در وضعیتی ناپایدار است و تحقق آینده مطلوب منوط به رویکردی یکپارچه و هماهنگ در جهت افزایش همزمان هفت پیشران کلیدی در چرخه‌ای خودتقویت‌شونده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ردیابی تحولات کانون‌های جمعیتی روستایی شهرستان قیروکارزین بر مبنای تحلیل نقطه‌ای</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122001.html</link>
      <description>چکیده
توزیع فضایی جمعیت روستایی و تحولات کانون‌های جمعیتی در طول زمان، یکی از مهم‌ترین موضوعات در جغرافیای جمعیت و برنامه‌ریزی منطقه‌ای است، پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوی توزیع فضایی جمعیت روستایی شهرستان قیروکارزین، تغییرات آن در طی سه دهه (۱۳۷۵ تا ۱۳۹۵) و پیش‌بینی روند آن تا افق ۱۴۲۰ انجام شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با بهره‌گیری از روش‌های کمّی شامل شاخص میانگین نزدیک‌ترین همسایه (ANN)، خودهمبستگی فضایی موران، تحلیل مرکز ثقل جمعیت، نقشه تراکم کرنل، رگرسیون خطی و نمودار رتبه اندازه انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی توزیع فضایی جمعیت روستایی شهرستان قیروکارزین در تمامی دوره‌های سرشماری (۱۳۷۵، ۱۳۸۵ و ۱۳۹۵) به صورت معنی‌دار و خوشه‌ای بوده است. تحلیل مرکز ثقل جمعیت، الگوی حرکت رفت و برگشتی خطی را آشکار ساخت: جابه‌جایی ۱۱۷۷ متری به سمت جنوب غربی در دهه اول (۱۳۷۵ ۱۳۸۵) و بازگشت ۸۴۲ متری به سمت شمال شرقی در دهه دوم (۱۳۸۵ ۱۳۹۵). بررسی نمودار رتبه اندازه نشان‌دهنده افزایش شیب از ۴۱۴۸/۱- به ۷۸۳۵/۱- و تشدید تمرکزگرایی فضایی در سیستم سکونتگاهی شهرستان بود. همچنین، برخلاف نظریه‌های مرسوم، رابطه معنی‌داری بین اندازه اولیه روستا و نرخ رشد جمعیت مشاهده نشد . پیش‌بینی وضعیت توزیع فضایی جمعیت تا افق‌های ۱۴۱۰ و ۱۴۲۰ حاکی از تداوم الگوی خوشه‌ای و تشدید قطب‌شدگی فضایی به بالاترین میزان خود در نیم‌قرن اخیر (۱۲۱۸/۰) می‌باشد. در پایان، تقویت کانون‌های فرعی جمعیتی، بازنگری در سیاست‌های توسعه روستایی با رویکرد موقعیت محور و تدوین برنامه‌های حمایتی هدفمند برای روستاهای با دسترسی ضعیف پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌نگاری راهبردی زیست‌پذیری شهری با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از مدل راه‌حل محور NOISE (مطالعه موردی: منطقه ۲۲ کلانشهر تهران)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122016.html</link>
      <description>با گسترش چالش‌های محیطی، کالبدی و امنیتی در کلان‌شهرها، توجه به آینده‌نگاری راهبردی زیست‌پذیری شهری به یکی از ضرورت‌های اصلی برنامه‌ریزی شهری تبدیل شده است. در این میان، تلفیق اصول پدافند غیرعامل با رویکردهای زیست‌پذیری می‌تواند نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری، کاهش آسیب‌پذیری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا کند. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف آینده‌نگاری راهبردی زیست‌پذیری منطقه ۲۲ کلان‌شهر تهران با رویکرد پدافند غیرعامل و بر پایه مدل NOISE انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی - تحلیلی است که با استفاده از تحلیل راه‌حل‌محور، به شناسایی خوشه‌های اولویت‌دار، سنجه‌های کلیدی عملکرد و راهبردهای تحقق زیست‌پذیری پایدار پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش ۲۰ نفر از متخصصان دانشگاهی، مدیران شهرداری و کارشناسان پدافند غیرعامل به صورت نمونه گیری هدفمند بوده و ابزار جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات به‌صورت پرسشنامه مقحق ساخته است. یافته‌ها نشان داد که از میان ۲۴ خوشه استخراج‌شده، پنج خوشه دارای اولویت فوری هستند که در این میان، خوشه «توسعه زیرساخت‌های آب و فاضلاب» با امتیاز وزنی ۴.۹۶ در رتبه نخست قرار گرفت. همچنین خوشه‌های «تأمین خدمات عمومی» و «مقاوم‌سازی و پدافند غیرعامل» به‌ترتیب با امتیازهای ۴.۵۹ و ۴.۵۵ به‌عنوان مهم‌ترین پیشران‌های تحقق زیست‌پذیری و تاب‌آوری منطقه شناسایی شدند. نتایج همچنین نشان داد که تحقق اهداف راهبردی منطقه نیازمند توسعه زیرساخت‌های حیاتی، ارتقای عدالت فضایی، گسترش حمل‌ونقل ایمن و چندگانه، تجهیز پناهگاه‌های چندمنظوره، توسعه شبکه مترو و جذب سرمایه‌گذاری خصوصی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین عوامل کلیدی اثرگذار بر امنیت آب شرب شهری در کلانشهر تبریز با رویکرد آینده‌پژوهی</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122031.html</link>
      <description>امنیت آب شرب شهری به‌عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار و سلامت عمومی، در کلان‌شهرهای کشور با چالش‌های جدی ناشی از محدودیت منابع، رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی و پیچیدگی‌های مدیریتی مواجه است. کلان‌شهر تبریز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز جمعیتی و اقتصادی کشور، با مصرف بالای سرانه آب و کاهش منابع تأمین، وضعیتی بحرانی در حوزه امنیت آب شرب تجربه می‌کند که ضرورت شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار بر این سیستم را دوچندان می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل کلیدی اثرگذار بر امنیت آب شرب شهری در کلان‌شهر تبریز با رویکرد آینده‌پژوهی انجام شده است تا با شناسایی پیشران‌های اصلی، زمینه تدوین سیاست‌ها و راهبردهای بلندمدت مدیریت پایدار منابع آب شهری فراهم شود. ین پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آینده‌پژوهی است. شناسایی عوامل از طریق مرور مبانی نظری و مطالعات پیشین و سپس با بهره‌گیری از روش دلفی و مشارکت ۳۲ نفر از خبرگان حوزه‌های مدیریت منابع آب، برنامه‌ریزی شهری، محیط‌زیست و مدیریت اجرایی انجام شد. در نهایت ۵۴ عامل در قالب هفت بعد اصلی طبقه‌بندی و با استفاده از نرم‌افزار MICMAC و تحلیل ماتریس اثرات متقابل مستقیم و غیرمستقیم، مورد تحلیل ساختاری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که سیستم امنیت آب شرب کلان‌شهر تبریز از وضعیتی ناپایدار برخوردار است و توزیع متغیرها در صفحه پراکندگی از الگوی پایدار L شکل پیروی نمی‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و ارزیابی نقش مدیریت شهری در ارتقاء سلامت روان شهروندان ( مطالعه موردی: منطقه یک شهر اردبیل)</title>
      <link>https://grfs.urmia.ac.ir/article_122047.html</link>
      <description>تحقیق حاضر در زمرۀ تحقیقات کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، از نوع توصیفی- تحلیلی می‌باشد. . . داده‌ها از طریق آزمون‌های آماری تی تک‌نمونه‌ای و تحلیل عاملی اکتشافی در قالب نرم‌افزار spss  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.  نتایج آزمون تی تک‌نمونه‌ای نشان می‌دهد که عدد معناداری در اکثر مؤلفه‌ها، از سطح استاندارد در نظر گرفته‌شده (05/0) کمتر است در نتیجه فرض H1 در سطح اطمینان 95/. رد شد و فرضH0، یعنی وجود رابطه معنی‌دار بین مؤلفه‌های مدیریت شهری و سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد. به‌طور کلی، نتایج حاصل از تی تک‌نمونه‌ای برای سنجش نقش مدیریت شهری منطقه یک شهر اردبیل حاکی از است که مدیریت شهری و سلامت روان دارای میانگین (24/2) است که از حد مبنا پایین‌تر است. بنابراین این نتایج حاکی از عدم تاثیرگذاری مدیریت شهری بر ارتقاء سلامت روان شهروندان و نامطلوب بودن سلامت روان آن‌ها است. نتایج آزمون تحیل عاملی اکتشافی حاکی از آن است که  از 28 مؤلفه در زمینۀ عوامل مؤثر بر نقش مدیریت شهری در ارتقاء سلامت روان شهروندان منطقه یک شهر ادبیل، 9مؤلفه شامل: حل مسائل مربوط به مهاجرت و اسکان مجدد، دنبال کردن ابتکارات برای ترویج سواد و نیازهای اطلاعاتی جامعه، ارائه حمایت از توسعه جامعه و پروژه‌های مشارکتی، کاهش فقر و ناامنی اقتصادی، احساس تعلق و مشارکت، توسعه زمین برای حمایت از تندرستی اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی، ایجاد فرصت برای ارتقاء غرور جامعه، افزایش شدت عمل هدفمند برای افراد دچار ضعف اجتماعی و اقتصادی و ترویج فعالیت بدنی، به‌عنوان عوامل مؤثر شناسایی گردید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
